انتخاب صفحه

از اُپرای آذری تا سیندرلای ایرانی + ویدئو

یادداشت سینمافا بر چهارمین روز جشنواره تئاتر کودک همدان

یادداشت سینمافا بر چهارمین روز جشنواره تئاتر کودک همدان

سینمافا– رضا یعقوبی- چهارمین روز جشنواره نیز به پایان رسید. روزی با نشاط و پر از نمایش در بخش های مختلف. در این روز دوازده نمایش در بخش های مختلف به اجرا درآمد.

آثاری که در روز چهارم اجرا شدند عبارتند از:

در بخش مسابقۀ ایران نمایش های شازده کوچولو به نویسندگی بهرام جلال پور و کارگردانی آناهیتا غنی زاده از تهران، و چارلی و کارخانۀ شکلات سازی به نویسندگی فریبا دلیری و هادی حسنعلی و کارگردانی فریبا دلیری از تهران به روی صحنه رفتند.

همچنین در بخش بین الملل نمایش های قیزل باشماق (کفش طلا) به نویسندگی ابراهیم عادل نیا و کارگردانی حسن شیخ زاده از اردبیل، رویا به نویسندگی آماندا والِلا و کارگردانی هلانهلا مکوانزی از آفریقای جنوبی، سازهایی که صلح می نوازند به نویسندگی و کارگردانی نوشین بیگلریان از شهر همدان و داستان چوبک به نویسندگی آجدار اُل و کارگردانی امیل عسکراُف از کشور آذربایجان اجرا شدند.

در بخش مسابقۀ خردسال سفر دندان به نویسندگی فرهاد اسماعیلی و کارگردانی محمد طالبی از همدان و در بخش خیابانی هم نمایشهای دربارۀ یک توپ به نویسندگی و کارگردانی موسی هدایتی از قروه و جادوی گل سرخ به نویسندگی و کارگردانی پژمان شاهوردی از بروجرد و به خال سر بنیشیم به نویسندگی و کارگردانی محسن پور نظری از رودسر و گوجی ووجی به نویسندگی و کارگردانی حمیدرضا رضایی مجد از همدان به اجرا درآمدند.

در بخش دانش آموزی نیز یک نمایش به اجرا درآمد: نمایش بدون شرح به نویسندگی سیّد جواد رحیم زاده و کارگردانی سید رضا عربشاهی از مشهد.

اینها دوازده نمایشی بودند که در روز چهارم جشنواره مهمان سالن ها و خیابان های شهر همدان شدند. از میان این آثار، در تماشای چهار نمایش سفر دندان، قیزیل باشماق، چارلی و کارخانۀ شکلات سازی و شازده کوچولو توفیق حاصل شد که خلاصه ای از آن ها به اقتضاء حال و در حد توان تقدیم حضور می گردد:

نمایش سفر دندان. نویسنده: فرهاد اسماعیلی. کارگردان: محمد طالبی از همدان. شرکت کننده در بخش خردسال.

در خلاصۀ این نمایش آمده است: ((دندان، یکی از حیاتی ترین موضوعات زندگی است. دوقلو های نمایش هر یک با کشف توانایی هایی که دندان به آنها می دهد، واکنش متفاوتی را بروز می دهند.به گفتۀ آنها، این روایت زندگی هر یک از ماست))
نمایش سفر دندان، نمایشی است که گرچه برای خردسالان تولید شده ولی در برخورد با این گروه سنّی به هیچ عنوان بچّگانه، مسخره و لوده رفتار نمی کند. ضعفی که در نمایش های مربوط به این ردۀ سنی کم و بیش به چشم می خورد که محّمد طالبی کارگردان سفر دندان با جدّی گرفتن مخاطب خود –و نه جدی و خشک برگزار کردن اثر- راه گریز خوبی از آن یافته است. سلیقۀ و حساسیت کارگردان در اجرا، باعث شده گروه به یک اجرای یک دست، دوست داشتنی، درست و شیک و تمیز برسد. گرچه محمد طالبی، به دلیل اینکه داستانش خط مشخصی دارد و ریزه کاری ها و صحنه ها از پیش طراحی شده و بسته و وابسته به یکدیگرند، نمی تواند در روند اجرا رابطۀ کلامی و رودررو و فارق از نمایش با خردسالان داشته باشد، ولی این خصوصیّت باعث نشده است اثر از ارتباط با مخاطب حساس خردسال عاجز بماند. عروسک های زیبا و خوش ساخت، همخوانی رنگ ها و فضاها و اکسسوارهایی که با ظرافت و زیبایی طراحی شده اند، در کنار عروسک گردانی های روان و بازی های جذاب دو بازیگر اثر، همه و همه اثری زیبا، خوش رنگ و خوش لحن را برای مخاطب به نمایش می گذارد. با بررسی و نگاه به این اثر به نظر می‌رسد نمایش سفر دندان در اجرای عموم می تواند اثری قابل قبول، پر فروش و موفّق باشد.

نمایش قیزل باشماق. نویسنده: ابراهیم عادل نیا. کارگردان: حسن شیخ زاده.

در خلاصۀ این نمایش آمده است: ((دختر پانزده ساله ای به نام فاطیما، بعد از مرگ مادرش با پدر و نامدری اش زندگی می کند. سادگی و مهربانی فاطیما به حدّی است که همه او را دوست دارند. و این مسئله باعث حسادت نامادریش می شود و…))
قیزل باشماق اثری شاعرانه دربارۀ عشق و مهربانی است. فضای سیال و ذهنی که از برخور سیّال با طراحی های صحنه و لباس و همچنین بازی ها نشأت می گیرد، در کنار زیبایی و رنگ بندی طراحی ها، باعث می شود مخاطب با فضای ذهنی، و فانتزی خاص اثر به خوبی همراه شود. گرچه بهتر می بود که در اجرای این اثر برای فهم تماشاچی که به زبان آذری آشنا نیست، از زیرنویس یا رونویس استفاده می شد تا مخاطب اثر ارتباط بهتری با روند داستان برقرار کند. داستان قیزل باشماق قرابت های زیادی با داستان سیندرلای غربی دارد ولی به گفتۀ کارگردان نمایش، قیزل باشماق برگرفته از یک داستان فولکلر آذری است. نمایشی با پتانسیل بالا و درخور یک نمایش موزیکال که حسرت این را به دل مخاطب می گذارد که ای کاش این نمایش یک اُپرای آذری می بود.

 

نمایش چارلی و کارخانۀ شکلات سازی. نویسندگان: فریبا دلیری و و هادی حسنعلی (بر اساس داستانی به همین نام از رولد دال) کارگردان: فریبا دلیری.

در خلاصۀ این نمایش آمده است: ((سرانجام کارخانۀ مشهور شکلات سازی ویلی وانکا باز می شود. امّا فقط چهار بچّۀ خوش شانس اجازه دارند وارد این کارخانۀ عجیب و غریب بشوند. پسری چاق، دختری لوس، پسری درگیر بازی کامپیوتری و چارلی. در این سفر اتفاقات مختلفی می افتد))
چارلی و کارخانۀ شکلات سازی با فرم های هماهنگ و زیبا، بازی های شیرین، رنگ ها و فضاهایی که دارد احتمالاً از آن دست نمایش هایی است که می تواند ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. تنها چیزی که به نظر می رسد این اثر را در اجرا و روایت دچار لکنت کند، دراماتورژی ضعیف این اثر برای صحنۀ تئاتر است. داستان با همان ترتیب و تمهیدی در روایت اجرا می شود که در فیلم تیم برتون نمایش داده می شود _البته گذشته از کم کردن بازیگران و صحنه ها که آن هم به خاطر محدودیت های صحنه و اجرا اتفاق افتاده بود نه در راستای دراماتورژی اثر و مناسب سازی آن برای مدیوم تئاتر_ با این تفاوت که فیلم تیم برتون، سرشار از جلوه های بصری، دکوپاژ عالی، حرکت های بی نظیر دوربین و امثال آن است که بی شک در بالابردن کیفیت اثر و دلنشین تر شدن آن بی اثر نبوده. حال آنکه نمایش صحنه ای چارلی و کارخانۀ شکلات، از تمامی این ویژگی های تکنیکال و هنری محروم است. برای همین نیاز به دراماتورژی مناسب با مدیوم تئاتر، و گسترش درام برای تئاتر دارد.

 

نمایش شازده کوچولو. نویسنده: بهرام جلالی پور (بر اساس داستانی از آنتوان دوسنت اگزوپری) کارگردان: آناهیتا غنی زاده.

در خلاصۀ این نمایش آمده است: ((شازده کوچولو در پی مشاجره با گل سرخش، برای یافتن دوستی جدید به زمین سفر می کند. امّا در مواجهه با آدم ها و موجودات زمینی در می یابد دوستی چیزی نیست که یک شبه شکل بگیرد))
شازده کوچولوی آناهیتا غنی زاده اصلاً و به هیچ عنوان در سطح شاهکار آنتوان دوسنت اگزوپری ظاهر نشده است. چرا که مهمترین نیاز آثار اقتباسی، مخصوصاً آنها که از روی داستان ها و رمانها اقتباس شده اند، توجه به دراماتورژی و تنظیم برای صحنه نمایش است. رمان سرشار از توصیفات و واگویه هاست که اساساً تئاتر از این صور مکتوب خیال محروم است. برای همین کارگردان و نویسندۀ اثر اقتباسی باید این موضوع را فراموش نکند که باید عنصری به جای عناصر مکتوب خیال پیدا کند تا بتواند تأثیری به قدرت داستان اصلی در مخاطب خود به وجود بیاورد. متأسفانه شازده کوچولو با وجود بازی های درخشان، شعر و موسیقی زیبا، طراحی لباس دوست داشتنی و طراحی صحنه قابل قبول _البته اثر در طراحی صحنه به پای بازی ها و موسیقی نمی رسد-، شاید به دلیل نزدیکی نویسنده در ابتدا و کارگردان در مرحلۀ بعد، و توجّه نداشتن به دراماتورژی مناسب، به هیچ عنوان اثری قابل قبول نبوده و همراهی و توجّه مخاطب را به خود جلب نمی کند.

1
نظر شما در مورد موضوع بالا چیست؟

avatar
1 Comment threads
0 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
1 Comment authors
وحید Recent comment authors
جدیدترین قدیمی ترین بیشترین رای
وحید
مهمان
وحید

با سلام
عکس بسیار جالبی بود، ممنون از شما

پوستر رسمی گزارش فرار یوسفی

آخرین ویدئوها

در حال بارگذاری...

آخرین تیترها

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

بایگانی

آرشیو سایت سینمافا از بهمن ۱۳۸۸ تا شهریور ۱۳۹۵