چرا رسانههای ارگانی، قافیه را باختهاند؟
حامد مظفری منتقد و روزنامهنگار باسابقه همزمان با هفدهم مرداد، روز خبرنگار با بیان مطالبی در خصوص جریان اصلی سینما اذعان داشت: در ایران، برند رسانه ای کم نداشته ایم یعنی برندهایی که مخاطب عام آنها را روی چشم میگذاشت با این حال مصادره بسیاری از رسانه های قدیمی توسط ارگانها و بعدتر هم ورود بیش از حد دولت و نهادهای مختلف در رسانهداری، باعث شد مخاطب کم کم از این فضا دلزده شود و خواسته های خود را در جای دیگر جوید.
اینکه فکر کنیم چون نشریات ارگانی دیگر رونق سابق را ندارند پس روزنامهنگاری و رسانه، مُرده است، تصوری باطل است، نشریات و رسانه های ارگانی از سالها پیش که خواستههای مخاطب را کنار گذاشته و بدل شدند به بولتنی برای خوشامد مدیران و مسئولان، به محاق رفتند ولی جریان رسانهای پویا همچنان در بخش خصوصی و کنار مردم حضور دارد.
مدیر رسانه تحلیلی سینماروزان-ژورنال سینمای ایران- ادامه داد: الان اگر سری به کیوسکهای مطبوعات بزنیم، تنها نشریاتی که باقیمانده اند چند نشریه سبک زندگی-مثل خانواده، اطلاعات هفتگی، روزهای زندگی و خانواده سبز- هستند به همراه تعدادی زیاد از نشریات جدول و سرگرمی. آن چهار پنج روزنامهی ارگانی هم گرچه در کیوسک هستند اما تکفروشی بسیار پایینی دارند و به لطف سوبسید و حمایت دولتی سرپا هستند وگرنه مخاطب تنها چیزی را که میخرد همان مجلات سرگرمی و سبک زندگی است.
حامد مظفری که سالها در تحریریه رسانههای مختلف از روزنامههای ایران و جوان و اطلاعات تا اعتماد و فرهیختگان و بهار و آفتاب و قدس و جامجم و صبحنو و… حضور داشته، درباره علاقمندی های رسانه ای مخاطبان این دوران گفت: مخاطب امروز مجبور نیست که فقط یک یا دو روزنامه بخواند بلکه به لطف فضای مجازی با انبوه رسانه مواجه است و خودش تشخیص میدهد کدام محتوا را انتخاب کند و باز در فضای مجازی هم رسانه هایی موفق هستند که صلب ترین محتوا را به سرگرم کننده ترین شکل ممکن ارائه دهند و کنارش به جای بازنشر به مخاطب، تحلیل و راهبرد ارائه دهند.
مظفری که دبیری فرهنگی شبکه ایران و خبرگزاری میزان و دبیری آنلاین صبا و معاون سردبیری جهانسینما و سردبیری گزارشیک را در کارنامه دارد، چارهراه رسانههای ارگانی را واگذاری به بخش خصوصی دانسته و تاکید کرد: نمیشود دولت پُز خصوصی سازی بدهد و در مقابل چندین و چند خبرگزاری و ده ها رسانه ی وابسته داشته باشد. ارگانهای دیگر هم نیاز به این همه رسانه ندارند. رسانه را باید ژورنالیست های حرفه ای اداره کنند و ژورنالیست حرفه ای هم سخت تن به سفارش و توصیه میدهد و نتیجه اینکه رسانه ارگانی از چنین نیروهایی خالی میشود و وقتی تولید محتوای حرفه ای نباشد، مخاطب هم از کف میرود. پس دیگر وقتش است این همه رسانه و نشریه ارگانی و نهادی، به بخش خصوصی واگذار شوند تا واقعا اگر مخاطب دارند به حیات ادامه دهند…
حامد مظفری که از منتقدان بنام سینما و تلویزیون است و در تحریریه نشریات سینمایی مختلف مثل سینماجهان، فیلم، فیلم و سینما، تصویر روز، نقد سینما، هنر، سروش و… قلم زده، پیرامون وضعیت رسانههای سینمایی هم نظر جالبی دارد. او اظهار داشت: از اواسط دهه ۸۰ و با شیوع رسانه های آنلاین، اوضاع رسانه های سینمایی به مراتب بهتر شد چون بسیاری از توانمندان عرصه نقد و تحلیل به سمت راه اندازی رسانه های سینمایی افتادند و از این رهگذر رسانه هایی مثل سینمای ما، کافه سینما، سینماپلاس و… راه اندازی شد که هم به سینما کمک کرد و هم باعث تربیت نیروهایی تازهنفس برای رسانه شد.
او ادامه داد: خودم در عین همکاری با دوستانی مثل امیر قادری و نیما حسنی نسب در سینمای ما، در راه اندازی سینماپلاس در کنار رضا استادی بودم و بعدتر هم که سینماژورنال-سینماروزان- را استارت زدم و جلو بردم؛ رسانهای که در ۱۵ سال اخیر تلاش شده به عنوان رسانهای عدالتطلب و روشنگر در حیطه سینما، فعالیت داشته باشد. خوشبختانه در سالهای بعدتر رسانههای سینمایی دیگری هم راه افتاده که بسیاری فقط به بازنشر پرداختند اما بودند برخی که تحلیل و راهبرد را در دستور کار قرار دادند و موفق هم شدند؛ مثل صبح سینما به مدیریت ایزد مهرآفرین.
تناقض فعالیت به عنوان مدیریت روابط عمومی و مدیریت رسانه، ازجمله مباحث چالش برانگیز سالیان اخیر اهالی رسانه بوده. حامد مظفری در عین مدیریت سینماژورنال، بارها مدیریت روابط عمومی موسسات مختلف مثل گلرنگرسانه، پویافیلم، رسانه فیلمسازان، سرورسانه پارسیان، نماوا و… را برعهده داشته است. این منتقد درباره تجربه خود از این تناقض بیان داشت: شخصا همواره خود را ژورنالیست دانستهام و حتی با اینکه فارغالتحصیل مهندسی مکانیک سیالات هستم و سابقه فعالیت مهندسی هم داشته ام اما همواره خودم را روزنامهنگار میدانم و افتخار هم میکنم که عشق کاغذ و روزنامه و مجله که از کودکی و توسط مادربزرگ و پدربزرگ و مادر و پدرم به من منتقل شد، هنوز با من است و اساسا روزی نیست که مجله ای را ورق نزنم. با این حال فعالیت در سینما و پیدا کردن رفقای سینمایی، موجب شد برای کمک به آنها هم که شده به سمت مدیریت تبلیغات و روابط عمومی پروژه های مختلف بروم و در آن مسیر هم بیشتر بر مبنای ایده های ژورنالیستی پیش رفتم و سعی کردم کار روابط عمومی را از آن فضای تخت و یکنواخت همیشگی درآورم و به سمت فعال کردن تمام عوامل تولید یک پروژه در اطلاع رسانی و تبلیغات رفتم. تناقض، زمانی حاصل میشود که روابط عمومی به دنبال بستن دهان منتقدان باشد؛ اما شخصا در هر پروژه که روابط عمومی بودم اتفاقا صاحبان پروژه را توجیه میکردم که سعه صدر را بالا ببرند و بگذارند منتقدان، حرفشان را تمام و کمال بزنند.
حامد مظفری با خوشبینی به آینده فعالیت رسانهای مستقل در ایران گفت: رسانه های ارگانی مدتهاست که قافیه را باخته اند. خودم در یک روز کاری مدام از طرف همکاران رسانه های ارگانی تحت فشارم که محتواهای آنها را به سبک و سیاق خودم در سینماژورنال-سینماروزان- کار کنم ولی متاسفانه بسیاری از محتواها ی ارگانی حتی ارزش نشر اول را ندارد چه برسد به بازنشر. فقط هم بحث سینما نیست، در حیطه نشریات ورزشی و سیاسی نیز باز تحلیلگران رسانه ای مستقل حاضر در رسانه های خصوصی، مخاطب بیشتری دارند. رسانه باید کنار مردم باشد و این، چیزی است که من از مجلهخوانیهای خودم یاد گرفتم و آینده رسانه های مستقل حتما بهتر خواهد بود چون مردم را دارند و با آنها جلو خواهند رفت.