انتخاب صفحه

روز اجراهای قابل قبول!

یادداشت سینمافا بر روز اول جشنواره تئاتر کودک همدان

یادداشت سینمافا بر روز اول جشنواره تئاتر کودک همدان

سینمافا- عبدالرضا یعقوبی- نخستین روز جشنواره تئاتر کودک، روز شلوغ و پر کاری بود. با کارهای قابل قبول. البته تعدد کارها و همزمانی اجرای آثار اجازۀ این را نمی دهد که تمام کارها را تماشا کنی و به ناچار باید برای هر روز سه نمایش را انتخاب کرده از خیر باقی بگذری.

آنچه از گفته ها و شنیده ها و نظرات مخاطبان کارهای مختلف بر می آید، نشان از کیفیت قابل قبول نمایش ها در روز نخست دارد. و این خوشحالمان می کند که هیات بازبینی و انتخاب آثار تلاش کرده اند و با سلیقه آثار قابل قبولی را برای اجرا در جشنواره انتخاب کرده اند. البته باید تا روز آخر آثار را دید و بعد قضاوت کرد. ولی تا اینجای کار که هم هنرمندان و هم بازبین ها گل کاشته اند. تا باقی چه باشد و چه شود.

آثاری که در روز نخست جشنواره، در بخش های مختلف اجرا شد عبارتند از:

در بخش مسابقۀ ایران نمایشهای پرنسس و دزد دریایی به نویسندگی دی-ام-لارسون و کارگردانی لیدا وعیدی از تهران؛ اژدها اوّلین حیوان خانگی به نویسندگی و کارگردانی امیر مشهدی عباس از تهران؛ تیستوی سبز انگشتی به نویسندگی عناد نصرآبادی و کارگردانی محمّد جهان پا از مشهد به روی صحنه رفتند.

همچنین در بخش مسابقۀ خیابانی نمایش های گور خر سیاه به نویسندگی بربل مایا و کارگردانی شراره طیّار از پردیس؛ دوباره به طراحی و کارگردانی مرجان مهر منش از همدان؛ وارش (باران) به نویسندگی محمّد رضا جعفری لفوت و کارگردانی مریم مهدی پور از کیاشهر؛ رویای درون کودک به نویسندگی زهرا مریدی و کارگردانی سیّد سوران حسینی و زهره قاسمی از تهران اجرا شدند.

در بخش دانش آموزی نیز نمایش های گیسوان در باد به نویسندگی منوچهر اکبرلو و کارگردانی پگاه معصومی از همدان؛ آسیاب به نوبت به نویسندگی و کارگردانی نسا بخشی از همدان به نمایش در آمدند.

همچنین در بخش مسابقۀ خوردسال نمایش آدم برفی به نویسندگی فاطمه ابرار پایدار و کارگردانی ندا و فاطمه ابرار پایدار از همدان؛ در بخش مسابقۀ ملل نمایش پاهای خانم هزارپا به نویسندگی ندا حاجی بابایی و کارگردانی مهدی خجستگی از قم؛ و در بخش میهمان نمایش الیور توئیست به نویسندگی و کارگردانی اسماعیل فیروزی از تهران اجرای خود را به پایان رساندند.

اینها دوازده نمایشی بودند که در نخستین روز جشنوارۀ بین المللی کودک و نوجوان همدان با اجرای خود فضای فرهنگی شهر همدان را طراوت بخشیدند. امّا همانطور که در بالا ذکر شد به دلیل همزمانی فقط در دیدن سه نمایش پرنسس و دزد دریایی، اژدها اوّلین حیوان خانگی و تیستوی سبز انگشتی توفیق حاصل شد که گزارش هر کدام اختصاراً و به مقتضای حال تقدیم حضور می گردد.

نمایش پرنسس و دزد دریایی.نویسنده: دی ام لارسون. مترجم و کارگردان: لیدا وعیدی

در خلاصۀ این نمایش آمده است (( یک پرنسس و یک دزد دریایی، یکی داخل قصر و دیگری در کشتی و روی دریا زندگی می کند. آنها از زندگی خود ناراضی هستند و آرزو دارند در موقعیت های یکدیگر قرار بگیرند. این جابه جایی موقعیت هایی را به وجود می آورد که اساس این نمایش را شکل می دهند.)) در توضیح نمایش پرنسس و دزد دریایی ذکر چند مورد ضروری است. در ابتدا و با کنار رفتن پرده با تصویر عرشۀ یک کشتی مواجه می شویم که با ایجاد چند اختلاف سطح و تعدادی آکساسوار به سادگی فضای کشتی را برای بیننده تداعی می کند. در صحنه ای دیگر تصویر کارتونی یک قصر را داریم که با همان تمهید اختلاف سطح فضای قصر را تداعی می کند. در صحنه هایی هم هر دوی این فضاها هرکدام نصف صحنه را گرفته و روایت موازی از اتفاقات هر دو لوکیشن را ارائه می دهد. و این تمام طراحی صحنه اثر است که در عین سادگی، کاربردی و خلاقانه است. گرچه نمایش پرنسس و دزد دریایی در طراحی ها بسیار رنگی و فانتزی هستند و حتّی بازی ها و شوخی ها و خواندن ها نیز در تلاش هستند تا فانتزی اثر را بیشتر و بیشتر کنند، ولی با این همه ضعف فانتزی در کلیت اثر و ناهماهنگی های گاه گاه بازیگران مشکل عمدۀ این اثر به شمار می آید.

اژدها اوّلین حیوان خانگی. نویسنده و کارگردان: امیر مشهدی عبّاس

در خلاصۀ این نمایش آمده است: (( اردشی( پسر خان روستا) یک روز از روستا بیرون می آید و با غریبه ای روبه رو می شود که تخم اژدهایی را نزدش به امانت می سپارد. مردم روستا ابتدا می ترسند ولی بعد کم کم به اژدها اعتماد می کنند و از او برای روشن کردن آتش تنور و حمام استفاده می کنند و باقی ماجرا.)) در نمایش اژدها اوّلین حیوان خانگی چیزی که بیشتر از هر چیز توجّه مخاطب ریز بین را به خود جلب می کند، ایرانی بودن این اثر است. از داستان گرفته تا شخصیت سازی های بازیگران، لهجۀ خودساخته و زیبای روستایی ها، طراحی لباس و صحنه و از همه مهمتر موسیقی اثر که کاملن رنگ و بوی موسیقی ایرانی را دارد. هم در ملودی، هم در سازبندی و هم در لحن. این خصوصیت در کنار روایت خوب و موفق، داستان جذاب، بازی های دوست داشتنی، صحنۀ زیبا و از همه مهمتر عروسک غول پیکر اژدها که با ظرافت ساخته و پرداخته شده است و همچنین عروسک ها و عروسک گردانی های روان و قابل قبول، همه و همه از نمایش اژدها اوّلین حیوان خانگی خاطره ای خوش در ذهن مخاطب به جا می گذارد و نیز کارگردانی هوشمندانه و به اندازۀ این اثر در ترکیب بندی این عناصر باعث می شود مخاطب با اثری یکدست مواجه باشد. البته نمایش امیر مشهدی عباس ضعف هایی هم دارد که اگرچه نسبت به زیبایی های داستانی و بصری اثر قابل چشم پوشی است ولی ما در اینجا به آنها اشاره می کنیم شاید در حد وسع خود توانسته باشیم این اثر زیبا و این گروه خوب و کاربلد را یاری کرده باشیم. در ابتدا چیزی که خیلی به نظر می آید، ساخت دکور این نمایش است. گرچه سیالیتی که در طراحی به دکور اثر داده شده است به زیبایی و فانتزی اثر می افزاید، ولی ساخت نامناسب دکور، و شاید استفاده از متریال نامناسب، در جاهایی از اجرا بازیگران را با مشکل مواجه می کند. و این مشکل بیشتر در جا به جایی ها به وجود می آید. نکتۀ دیگر طراحی آتشی است که از دهان اژدها بیرون می آید. اصرار کارگردان در واقعی بودن آتش باعث شده است هر گاه داستان به آتش افروزی اژدها نیاز دارد، یکی از بازیگران با تمهیدی پشت آن رفته و با یک اسپری و یک فندک آتش درست کند. این تمهید به دلیل اجرای نامنظم و ناموفق، تبدیل به یک ضعف در طول این نمایش زیبا شده است. شاید اگر آتش اژدها هم مانند خیلی چیزهای دیگر عروسکی و فانتزی می بود اثر دچار این شلختگی (هرچند کوچک و قابل چشم پوشی) نمی شد.

نمایش تیستو سبز انگشتی. نویسنده: عماد نصرآبادی. کارگردان: محمد جهان پا

در خلاصه این نمایش آمده است: ((پسرکی به نام تیستو در میابد انگشتانش خاصیت جادویی دارند. و بذر هر گیاهی که با انگشتان او برخورد می کند، شکوفا و به گل تبدیل می شود. او تلاش می کند دنیایی پر از زیبایی خلق کند. و با این قدرت جلوی جنگ را می گیرد.)) نمایش تیستوی سبز انگشتی از آن دست نمایش هایی است که به راستی می توان لقب باشکوه را به آن نسبت داد. طراحی صحنه ای بزرگ و کاربردی که با چرخش و جابه جایی اجزا صحنه های مختلف و جذابی را خلق می کند. همچنین تعدد بازیگران و فرم های زیبا و چیدمان های چشم نواز به غنای این اثر می افزاید. بازی ها هم خوب است و بیننده را با خود به جهان ساخته شده توسط محمد جهان پا می برد. در کنار تمام عناصر اثر که به خوبی وظایف خود را ایفا می کنند، کارگردانی بیشتر از همه به چشم می آید. ترکیب بندی ها، استفادۀ هوشمندانه از رنگ، تابلوهایی که در طول نمایش ایجاد می شود و… همه و همه نشان از کارگردانی خوب و موفقی را دارد. در متن امّا به نظر می رسد اصلن این نمایش برای کودک و نوجوان نباشد. چرا که اگر جنس بازی ها و نوع برخورد کارگردان با اثر مقداری تغییر کند به راحتی می توان این اثر را برای بزرگ سالان، به عنوان یک نمایش فانتزی به روی صحنه برد. برخورد فلسفی و شدیداً عمیق نویسنده با موضوع مرگ و جنگ، سوالات زیادی را در ذهن کودکان به وجود می آورد که گرچه برای بزرگ ترها جواب هایی بعضن بدیهی دارد، ولی برای بچّه ها سوالاتی بزرگ و بدون پاسخند که متاسفانه در متن نمایش به آنها پاسخ داده نمی شود. از این دست است مرگ باغبان و در آخر مرگ خود تیستو که حتی بزرگسالان هم متوجّه دلیل مرگ او و آن بدرقۀ باشکوه دیگران نمایش از تیستو نمی شوند چه برسد به کودکان. امّا گذشته از لکنتی که در روایت به دلایل فوق الذکر به وجود می آید، در کل مخاطب با اثری به لحاظ بصری زیبا و چشم نواز مواجه است که خاطرۀ آن زیبایی را در ذهن خود ثبت کرده با خود از سالن بیرون می برد.

نظر شما در مورد موضوع بالا چیست؟

avatar

جدول ارزشگذاری سینمافا بر فیلم‌های سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

آخرین ویدئوها

در حال بارگذاری...

آخرین تیترها

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

بایگانی

آرشیو سایت سینمافا از بهمن ۱۳۸۸ تا شهریور ۱۳۹۵