انتخاب صفحه

یادداشت سینمافا بر چند فیلم سال 2020

مروری بر فیلم‌های غیر انگلیسی زبان و مستند اسکار

مروری بر فیلم‌های غیر انگلیسی زبان و مستند اسکار

سینمافا- مهدی غضنفری- معرفی، مرور و ارزشگذاری پنج فیلم کاندیدا و برنده اسکار بهترین فیلم بین المللی و یا غیرانگلیسی زبان ۲۰۲۱ به همراه اسکار بهترین فیلم مستند و سه فیلمی که به اسکار ۲۰۲۱ معرفی شدند اما در لیست پنج فیلم نهایی پذیرفته نشدند.

۱-فیلم ها :
🔹️کجا می روی آیدا؟ (بوسنی) 🔹️یک دور دیگر/ برنده اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان (دانمارک) 🔹️روزهای بهتر (هنگ کنگ)🔹️کالکتیو/ مستند(رومانی) 🔹️مردی که پوستش را فروخت (تونس و اتحادیه اروپا)🔹️معلم اختاپوس من / برنده اسکار بهترین مستند سال🔹️رفقای عزیز(روسیه) 🔹️شارلاتان(چک) 🔹️من مدتی اینجا نیستم(مکزیک) / سه فیلمی که در لیست نهایی پذیرفته نشدند

۲-جدول ارزشگذاری فیلم ها به روش نگارنده:
فیلمی که “اصراری نیست” دیده شود(ضعیف)*
فیلمی که بدلیل یا دلایلی “جالب است” دیده شود(متوسط)**
فیلمی که “خوب است ” دیده شود(خوب)***
فیلمی که “حتما” دیده شود(خیلی خوب)****
فیلمی که “حتما و باید” دیده شود(عالی)*****

۳-در ریویو نقدهای ذیل داستان فیلمها لو می رود (هشدار اسپویل)

🔹️کجا می روی آیدا؟ : ?Quo Vadis, Aida
یاسمیلا ژبانیچ ( با تاکید”جالب است” دیده شود)
کجا می روی آیدا؟ فیلمی کاراکتر محور و درباره جبر موقعیت است در سال 1995 میلادی سازمان ملل سربنیستا و چند شهر دیگر بوسنی و هرزگوین را منطقه امن اعلام می کند سربازان هلندی با کمترین امکانات مسئول محافظت از شهروندان در پایگاه های سازمان ملل هستند صرب ها علارغم مقاومت سرسختانه اهالی شهر سالهاست که شهر را در محاصره دارند و چون مقاومت نظامی ها بوسنیایی شکسته شده است بی توجه به نظر شورای امنیت سازمان ملل اصرار به تصرف شهر و البته به دروغ انتقال ساکنان غیر نظامی به جایی امن را دارند مردم غیر نظامی شهر که به پایگاه های سازمان ملل و سربازان هلندی پناه آورده اند در معرض خطر جدی صرب ها هستند آیدا مترجم فعلی سازمان ملل و معلم سابق منطقه است خودش بدلیل شغلش مشکلی ندارد اما جان همسرش که مدیر مدرسه بوده به همراه دو پسرش در خطر است فیلم آشکارا از نظر داستانی کمبودهایی دارد اما بازی عالی بازیگر نقش آیدا و همه بازیگران همه نقش ها و مهارت کارگردان در هدایت خیل سیاه لشکرها حفره ها را پوشش داده است آیدا هرکاری می کند که همسر و دو پسرش را نجات دهد اما موفق نمی شود در نهایت همسر و دو پسر آیدا به همراه بسیاری دیگر از شهروندان در سالن مدرسه طوری توسط صرب ها جمع می شوند مکان گردهمایی در منطقه ای صرب نشین است و به شکل عجیبی آرام است ساکنان محلی صرب در بالکن خانه هایشان مشغول صحبت و بچه ها در کوچه و حیاط مدرسه مشغول بازی هستند! همه اهالی شهر با رگبار صرب ها کشته می شوند آرامش و محلی بودن فضا تراژیک بودن واقعه را که همانا نسل کشی مسلمانان است را هولناک تر می نماید نسل کشی ای که در بعد از جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان در هولوکاست اروپا بخودش ندیده بود کجا می روی آیدا؟ که در جشنواره های زیاد و معتبری چون ونیز هم حضور داشته است فیلم بدیع ای نیست اما ماهرانه ساخته شده است

🔹️یک دور دیگر : Another Round
توماس وینتربرگ (“جالب است” دیده شود)
/ برنده اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان
با سینمای توماس وینتربرگ دانمارکی ، خیلی قبل و با فیلم “جشن” آشنا شدیم و البته برایمان سینمایش مهم شد فیلمی بدیع و رادیکال که تحت اصول دگما ۹۵ ساخته شده بود اما فیلمی که دلبری را کامل کرد و حتی مورد توجه مخاطب عام هم واقع شد”شکار” بود شکار در ادامه فیلم “روبان سفید” میشائیل هانکه اتریشی تلاش می کرد از یکی از متن های آشنای ابدی آشنازدایی کند فیلم در تبیین این حرف مهم بود که بدلایل زیادی(مثلا تاثیر فضا و یا رسانه..) بچه ها دیگر معصوم نیستند و امکان دروغ گویی و حتی هیولا بودن را پیدا کرده اند بازی درخشان مدس میکلسن از جمله ویژگی های بارز شکار بود اما “یک دور دیگر” که به دانمارکی Druk نامیده می شود از همه نظر فیلمی متوسط و بشدت قابل پیش بینی است گروهی معلم میانسال که احساس پوچی می کنند برای رهایی از روزمرگی شروع به نوشیدن مشروبات الکلی طبق روشی علمی می نمایند تا حالشان بهتر شود حالشان بهتر می شود و حتی درس دادنشان نیز از کیفیت بیشتری برخوردار می شود اما چون افراط می کنند خسارت می بینند و حتی یکی از معلم ها خودکشی می نماید پایان فیلم قرینه شروع فیلم است معلم ها که برای سوگواری دوست و همکار خودکشی کرده اشان رفته اند در مواجه با بچه های مدرسه که بدلیل پایان مدرسه خوشحال هستند و می نوشند آنان نیز چنین می کنند که یاد ایام جوانی و شروع فیلم هم است حضور دوباره مدس میکلسن در فیلم هر چند به درخشانی شکار نیست اما یکی از قوت های فیلم محسوب می شود یک دور دیگر در نهایت فیلم متوسطی است که در کارنامه فیلمساز نشانه ای از پیشرفت محسوب نمی شود هر چند از نظر شخصی شاید موفق ترین فیلم کارگردان محسوب شود چون فیلم موفق به دریافت اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان شده است فیلم البته از محدود فیلم های تاریخ سینماست که در مجموع پروسه نوشیدن و حتی نوشیدن افراطی را نکوهش نمی کند و از این حیث هم جالب توجه است فیلم آشکارا برای کسانی که اهل نوشیدن هستند بشدت خوشایند است و حتی می تواند حکم مانیفست را پیدا کند !

🔹️روزهای بهتر : Better Days
درک تسانگ (“جالب است” دیده شود)
“روزهای بهتر” محصول هنگ کنگ است فیلم درباره آزار و اذیت و قلدری است فیلم که رویکردی دورانی دارد از معلمی در حال تدریس شروع و به او تمام می شود در این بین فلاش بکی جالب و عجیب از چگونگی آشنایی و دوستی خانم معلم در دوران دبیرستان در زمان کنکور بزرگ چین با پسری نوجوان و لمپن طور است خانم معلم فقط با مادرش زندگی می کند و از طبقه پایین شهری است او بدلیل فقر و کم رویی مرتب مورد آزار هم دبیرستانی های دخترش قرار می گیرد و حتی دوستش به همین دلیل خودکشی می کند در اتفاقی عجیب سرنوشت خانم معلم در دوران دبیرستان با پسری لمپن طور گره می خورد و همه فیلم درباره این رابطه است هم خانم معلم در دبیرستان مورد آزار و قلدری دخترهای هم دبیرستانی است و هم پسر لمپن طور مورد آزار و قلدری دیگر پسرهای لمپن طور است کاراکترها چون با قلدری و آزار دیگران مواجه هستند پس باهم آشنا و دوست می شوند! فیلم از اغراق زیادی در فیلمنامه، نوع بازی ها و میزانس ها برخوردار است وجه نمایشی تند و تیز فیلم شاید برای بسیاری برخورنده باشد فیلمساز به شکلی عجیب هم کاراکترهای درون فیلم را آزار می دهد و هم تماشاگر فیلم را عاصی می نماید! طبعا این رویکرد حتی می تواند برای فیلمساز موفقیت محسوب شود اما تحمل دیدن فیلم را سخت می کند فیلم اول بار توسط دولت چین (هنگ کنگ مدت هاست بدلیل توافق با انگلستان به چین بزرگ پیوسته است هرچند بسیاری از هنگ کنگی ها راضی نیستند) بدلیل نشان دادن ناکارآمدی نهادهای آموزشی، پلیس و حتی مراجعه قضایی توقیف شد اما در ادامه با کش و قوس زیاد و البته ممیزی بسیار موفق به اکران شد فیلم به شکل عجیبی بر صدر اکران چین ایستاد و فروشی بالاتر از ۲۰۰ میلیون دلار را ثبت کرد!

🔹️کالکتیو: Collective
الکساندر نانائو (“جالب است” دیده شود)
“کالکتیو” فیلمی مستند از سینمای رومانی است فیلم که مستندی گزارشی با رویکردی اجتماعی (حتی شاید سیاسی) محسوب می شود هم کاندیدای اسکار بهترین مستند سال و هم بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان یا بین المللی بود که از دریافت هر دو نیز ناکام شد! فیلم از مستندی آرشیوی از آتش سوزی بار کالکتیو هم زمان با برگزاری کنسرتی موسیقی که در آنجا در حال برگزاری است شروع می شود کالکتیو آتش می گیرد و تعدادی زیادی می میمرند فیلمساز به اینکه چرا کالکتیو آتش گرفت نمی پردازد بلکه بخش درمان رومانی مسئله اش است (ظاهرا درمان در رومانی از ناکارآمدی عجیبی در رنج است و این مسئله بسیاری از فیلمسازان روشنفکر رومانیایی است کریستی پویو فیلمساز مشهور رومانی چند سال پیش فیلم جالب “مرگ آقای لازارسکو” را در همین زمینه ارائه کرده بود) بسیاری از کسانی که دچار سوختگی های جزعی تا کلی شده اند و در بیمارستان ها بستری هستند می میرند و مسئله فیلم دلیل این مرگیده شدن هاست فیلمساز با استفاده از تحقیقات روزنامه ای ورزشی! موفق می شود که نشان دهد سیستم درمان رومانی دچار فسادی سیستماتیک است و به قول معروف چه بخور بخوری در جریان است! البته افشاگری ها باعث مرگیده شدن بعضی از سرنخ ها و سقوط دولت برای یکسال می شود اما در نهایت، آقایان دوباره با مظلوم نمایی، شانتاژ و پوپولیست پیروز انتخابات می شوند و این بار همه را تهدید به سکوت می کنند

🔹️مردی که پوستش را فروخت : The Man Who Sold His Skin
کوثر بن هنیه (با تسامح “جالب است” دیده شود)
کوثر بن هنیه فیلمساز تونسی با دو فیلمی که تاکنون ساخته است نشان داده که بشدت تحت تاثیر است و کماکان نسخه دوم و یا چندم آنچیزی را عرضه می کند که قبلن مطرح و یا موفق بوده است! فیلم اولش “زیبا و سگ ها” که در بخش نوعی نگاه جشنواره کن حضور داشت جدا از مضمون ملتهب ش واجد تعدادی پلان سکانس بود که آشکارا بی دلیل واجد تعدادی پلان سکانس بود! بازی بازیگران فیلم چنان ناشیانه بود که مخاطب در می ماند رویکرد فرمی فیلم در غیاب بازی های استاندارد و باورپذیر دقیقا برای چیست و به چه کاری می آید؟ پرواضح بود فیلمساز اینجا و آنجا فیلم هایی با ساختار پلان سکانس و یا یک تیک دیده است و بدون تبحر در بازی گرفتن و اجرا فقط دوست دارد آنچه را که دیده است را با مضمونی ملتهب کاور کند اکنون کارگردان در فیلم دومش نیز آشکارا تحت تاثیر فیلم “مربع”(روبن اسلوند) است فیلم مربع که جایزه نخل طلای جشنواره فیلم کن را در کارنامه دارد ضعیفترین فیلم فیلمسازش محسوب می شود! “مردی که پوست خود را فروخت” با اینکه ظاهری رئال دارد اما آشکارا فیلمی سورئال است فیلم بیش از آنکه دغدغه مظلومیت مردم سوریه را داشته باشد (البته نان ش را می خورد ) قرار است درباره مظلومیت انسان در جهان امروز باشد که حتی هنر هم در پی به اسارت کشیدن ش است! پناهنده ای فراری از سوریه با هنرمندی آمریکایی آشنا می شود او می پذیرد که در قبال پول ، پاسپورت و البته سفر به بلژیک(او نامزدش را بدلیل درگیری های داخلی از دست داده است و چون او با شوهرش به بلژیک رفته است سفر به بلژیک برایش خیلی مهم است چون امید دارد که شاید او را دوباره پس بگیرد) برکمرش(بدنش) تصویرگری شود فیلمساز از اتفاقی ساده که همانا نقاشی بر بدن است که اتفاقا برای بسیاری خوشایند هم است (و مخصوصا طبق ادعای فیلم پولی که در می آید چنان زیاد است که نگو و نپرس !) مانیفیستی از اسارت و استعمار بیرون می کشد تا فضای تفسیرگر جشنواره ها و جشن های سینمایی را سیراب نماید و به هر قیمت که شده موفق شود که ظاهرا با حضورش در لیست نهایی کاندیداهای اسکار بین المللی موفق هم شده است هر چند پایان نمایشی و شادطور فیلم رسما نقض قرض است از سویی با اینکه کاراکترها حداکثر بیست درصد عربی صحبت می کنند و بیشتر زبان فیلم انگلیسی است اما فیلم در نهایت در بخش غیر انگلیسی زبان کاندیدا شده است! حضور مونیکا بلوچی بازیگر شهیر سینمای ایتالیا و جهان در فیلم که البته انگلیسی صحبت می کند جالب توجه است

و اسکار بهترین مستند سال
🔹️معلم اختاپوس من : My Octopus Teacher
پیپا ارلیک، جیمز رید و کریگ فاستر (“خوب است” دیده شود )
“معلم اختاپوس من” محصول آفریقای جنوبی و انگلیسی زبان است فیلم بی تردید یکی از بهترین فیلم های مستند ده سال اخیر و از محدود فیلم های خوب سال است فیلم در زیر مجموعه مستندهای حیات وحش طبقه بندی می شود معلم اختاپوس من خوب بودنش بیش از آنکه به توانایی مستندساز (ها) در پژوهش و یا کار فنی بازگردد بیشتر بدلیل توانایی های فیزیکی مستند ساز بدست آمده است! فیلم نشان می دهد که کریگ فاستر جدا از مستند ساز و طبعیت شناس بودن چه شناگر و غواص قابلی هم است و از دلیری زیادی هم برخوردار است فیلم درباره دوستی جالب، عجیب و غریب مستند ساز با اختاپوس یا هشت پا است ظاهرا اگر اختاپوس ها اتفافی برایشان نیفتد فقط کمی بیش از یکسال عمر می کنند فیلم شرح این دوران است حضور کریگ فاستر با آن چشم های رنگی و بدن تنومند به همراه تصاویری شگفت انگیز از اختاپوس و مرامش در رفاقت! با مستند ساز چنان جالب است که نگو و نپرس! واقعا دیدن مستند معلم اختاپوس من حال آدم را بهتر می کند چون ترکیبی دلپذیر از دلبری، دلیری و دلگشاهی توامان است

و سه فیلمی که در لیست پنج فیلمی نهایی پذیرفته نشدند
🔹️رفقای عزیز! : !Dear Comrades
آندری کونچالوفسکی (“جالب است” دیده شود)
“رفقای عزیز” درامی تاریخی درباره واقعه ای معاصر در شوروی سابق و یا روسیه فعلی است فیلم درباره کشتار نووچرکاسک در ۱۹۶۲ و شورش کارگران لوکوموتیو سازی و سرکوبشان توسط کا گ ب است داستان فیلم در دوره زمامداری نیکیتا خروشچف رخ می دهد شورش کارگران بدلیل بالا رفتن قیمت غذا و پایین بودن دستمزدهاست کاراکتر مرکزی و بانوی فیلم جزء دفتر محلی حزب کمونیست منطقه و دخترش جزء کارگران شورشی است فیلم داستان این تفاوت ها و تقابل هاست فیلم از نظر بصری با اینکه شگفت انگیز است اما آشکارا تحت تاثیر دو فیلم سیاه و سفید مطرح این سالها “رم” ساخته آلفونسو کوارون و محصول مکزیک و “جنگ سرد” ساخته پاول پاولیکوفسکی و محصول لهستان است فیلم به نوعی نشان دهنده وضعیت پارادوکسیکال در کشورهای ایدئولوژیک هم است کاراکتر مرکزی فیلم با اینکه در خانه مخالف سیاست های موجود است و از گرانی ها گله دارد اما در دفتر حزب مدافع افزایش قیمت ها و در جلسه امنیتی برسی شورش کارگران مدافع اشد مجازات است! شورشی هایی که دخترش هم جزء آنان است پایان فیلم با اینکه در شب رخ می دهد و دیدگاه خوشبینانه ای برای فیلمی که در نور روز شروع شده محسوب نمی شود اما به لحاظ ساختاری عامل اخلال است از نظر مضمونی نیز تایید دوره استالین نسبت به دوره خوروشچف عامل اخلال دیگری محسوب می شود فیلم که جایزه هئیت داوران ونیز را در کارنامه دارد منتخب روسیه برای اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان یا بین المللی هم بود که البته در جمع کاندیداهای نهایی پذیرفته نشد رفقای عزیز! آشکارا فیلم کارگردانی است و از نظر بصری چنان درخشان است که اگر مشکلات مضمونی و پایان عجیب فیلم نبود میتوانست براحتی جزء بهترین فیلم های سال محسوب شود

🔹️شارلاتان : Charlatan
آگنیشکا هولاند (“جالب است” دیده شود)
“شارلاتان” فیلمی زندگی نامه ای از درمانگری جالب در چکسلواکی سابق است فیلمساز که لهستانی است تلاش کرده با نگاهی تماشاگرانه زندگی این مرد درمانگر سنتی را با داروهای گیاهی به تصویر کشد فیلم بعد از مستندی آرشیوی از مرگ ریس جمهور چکسلواکی با اینکه در زمان حال شروع و ادامه می یابد اما فیلمساز با استفاده از فلاش بک زندگی گذشته “جان میکولاسک” در روستا و در زمان جنگ جهانی دوم و آموزش توسط بانویی درمانگر را نیز به تصویر می کشد درمانگری که از طریق نگاه به ادرار بیمارانش در شیشه های شفاف پی به بیماری شان می برد او که با همین روش در زمان اشغال کشورش توسط آلمان ها یکی از افسران نازی را مداوا می کند و موجب تعجب پزشکان آلمانی می شود در زمان استقرار کمونیست ها نیز ریس جمهور وقت چکسلواکی را مداوا می کند و بر شهرتش افزوده می شود او به شکل عجیبی هم انسانی دین دار با رویکردی معنوی است و هم رابطه ای عاشقانه اما همجنس خواهانه با دستیارش دارد در عین حال ماشینی آمریکایی دارد و سبک زندگی اش در کشوری کمونیستی اشرافی طور است بعد از مرگ ریس جمهور کشورش مورد غضب حاکمان جدید قرار می گیرد و با اینکه بدرستی معلوم نمی شود اما بدلایل واهی و ساختگی زندانی و شکنجه می شود با اینکه در خلال این سالها توانایی های شگفت انگیزش در درمانگری مورد تایید بوده است اما دروغگو و شارلاتان خوانده می شود تا حذف شود فیلم درباره شیوه حکمرانی نامناسب در حکومت های ایدئولوژیک است که بدلیل فردی و سلیقه ای بودنش هر آن و بدلیل فقدان قانون و آزادی می تواند به نابودی انسانی حتی موفق، غیر سیاسی و بشدت وطن دوست منجر شود فیلم از حیث کارگردانی، بازی بازیگران و طراحی صحنه استاندارد است

🔹️من دیگر اینجا نیستم : I’m No Longer Here
فرناندو فریاس دلا پارا (“جالب است” دیده شود)
“من دیگر اینجا نیستم” از زاویه ای جدید به طبقه فرو دستان یا پایین شهری، آدم های حاشیه ای، طرد شده و حتی خلافکار مکزیک می پردازد فیلم درباره پسری نوجوان با لباسی گشاد و مدل مویی عجیب است او عاشق موسیقی و رقص مکزیکی است (رقص کومبیای مکزیکی که نزدیک به تکنو اما آرام تر است) پسر گروهی دارد و اینجا و آنجا در پارتی ها می رقصد اتفاقی مشکلی برایش پیش می آید و تبهکاران مسلح محلی علیه اش می شوند او به آمریکا و نیویورک فرار می کند اما در نهایت چون به موفقیتی نمی رسد به مکزیک باز می گردد در حالی که کماکان همه جا نا امن است فیلمساز با تاکید برروی موسیقی، رقص، لباس و مدل موی کاراکترهای عمدتا نابازیگرش حال و هوای جالبی به فیلمش داده است فیلم نه تنها برای تماشاگر ایرانی اگزوتیک (ناآشنا و غریب) است بلکه گمان می کنم حتی برای طبقه متوسط و فرا دست مکزیک نیز اگزوتیک باشد! فیلم که در جشنواره های زیادی حضور داشته و جوایز بسیاری را ربوده است کاندیدای مکزیک در اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان یا بین المللی بود که در نهایت موفق به حضور در جمع پنج فیلم نهایی نشد

guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
View all comments

جست‌وجو

Generic selectors
فقط تطبیق کامل
جستجو در عناوین خبرها
جستجو در محتوای خبرها و گفتگوها

آخرین ویدئوها

در حال بارگذاری...

آخرین ها

جدول ارزشگذاری سینمافا بر فیلم‌های سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

آرشیو سایت سینمافا از بهمن ۱۳۸۸ تا شهریور ۱۳۹۵

سینمافا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

logo-samandehi
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x