انتخاب صفحه

بی‌نوا کیست؟

تحلیلی بر حواشی «نمایش بی‌نوایان»، سوژه بحث برانگیز این روزهای تئاتر

تحلیلی بر حواشی «نمایش بی‌نوایان»، سوژه بحث برانگیز این روزهای تئاتر

سینمافا- با شدت گرفتن هجمه ها نسبت به اجرای نمایش بی‌نوایان، نگاهی تحلیلی می‌اندازیم به وضعیت رنجور تئاتر کشورمان که هر از چندگاهی آماج حملات غیرمنصفانه و یا ناآگاهانه قرار می‌گیرد.

جورجو آگامبن در بسط نظریه کارل اشمیت به “وضعیت استثناییِ جعلی” می‌پردازد:

وضعیتی که در جوامع توتالیترِ مدرن برای کنترل جامعه، جایگزین قانون می‌شود. دشمن فرضی‌و دشمن داخلی بارزترین مثال موقعیت استثنایی‌ست. در چنین مواقعی حکمِ حاکم بالاتر از قانون قرار می‌گیرد‌ و دادگاه‌ و وکیل‌ و هیئت منصفه همه حذف ‌و با عنوانی کلی مانند: “اقدام علیه امنیت ملی“ مخالفان سیاسی حذف فیزیکی می‌شوند. نوعی خشونتِ سیاسی که باعث کنترل جامعه‌و مخالفان می‌شود. استبدادی که می‌تواند در لباس دموکراسی سال‌های سال دوام بیاورد.

ما در حال تماشای سقوط اخلاقیِ جامعه‌ای هستم که رفتار سیاسی و خشونت پنهانِ آن، در بطن جامعه نفوذ کرده ‌و هر کسی به خود اجازه می‌دهد بدون دادگاه‌ و حکمی قانونی، دیگران را به مسلخ ببرد. جامعه‌ی سیاست زده‌ای که با هر اتفاق کوچک خود را مجاز به اظهارنظر در حوزه‌های غیر تخصصی خود می‌داندو ندانسته از رفتار سیاسیونش الگوبرداری می‌کند. رفتاری که دیگر در وجودمان نهادینه شده است. هر اتفاقی محلی برای عقده‌گشایی‌ست و به احدی رحم نمی‌کنیم. همه در مقام خبرنگار و وکیل‌ و متولی قانون بدون محاکمه حکم می‌دهیم. از کجا این همه به تصورات خودمان اعتماد می‌کنیم تا دیگران را محکوم کنیم؟! از پشت سنگرِ موبایل‌ها‌ و تبلت‌ها مدام دیگران را از دم تیغ‌و تهمت‌و نیش‌و کنایه می‌گذرانیم. دست از تخصص خودمان کشیده‌ایم و شیپور را از سر گشادش می‌زنیم!

ما امروز در جایگاه همان حاکم مستبد، انصاف‌و مروت‌و رحم را از قابوس واژگان‌مان حذف کرده‌ایم‌و حکم به اعدام انسانیت می‌دهیم‌و؛ ریشه‌ی فرهنگ کم نفس‌مان را می‌خشکانیم.

در این دوره‌ی نفس‌گیر، آن‌ها که چراغ فرهنگ‌و هنر را هنوز زنده نگه داشته‌اند کور سوی امید به آینده اند؛ در بمباردمان خبرها و مطالبِ فضای مجازی توهمِ دانایی داریم و با اطلاعات پیش پا افتاده بیشتر از پیش جهالت‌ِ مدرن را گسترش می‌دهیم، تا ندانسته با جهل‌مان “ به کشتن چراغ “ برویم.

درچند روزِ گذشته کم و بیش پیگیر نظرها‌و نقد‌ها در مورد نمایش بینوایان بودم‌و در حیرت که چگونه کاری که هنوز اجرایی نرفته این چنین مورد هجوم است؟! مخاطب‌و منتقد در مواجهه با اثر قرار دارند و نه کارگردان و سرمایه‌گذار. مرور پیشینه‌ی کارگردان با غرض‌ورزی و نوع تامین سرمایه‌و حدس‌ها و گمانه زنی‌ها از طرف مخاطب چیزی جز نفس کشیدن در فضایی مسموم و غیر هنری نیست.

باید پرسید: با کدام قانون نانوشته تاتر را فقط در پلاتوها‌و سالن‌های کوچک‌و نم گرفته معنی می‌کنید؟ هر اثر هنری مخاطب خاصی را نشانه می‌رود‌و چه ایرادی دارد نمایشی مخاطب مرفه را مجاب به دیدن کند؟ در تاریخ نمایش اگر نبود همین مخاطب، چه بسا نفس تاتر بریده می‌شد‌ و میرات‌اش به ما نمی‌رسید. (ناظر بر این ادعا اینکه: مخارج نمایش‌ها از همان دوره‌های اولیه سده‌ی پنجم ق.م در یونان باستان هم توسط افراد متمول تامین می‌شد، پس از آن، در دوره بیزانس همیشه تاتر به رغم مخالفت کلیسا با حمایت‌ امپراطوران‌و افراد ذی‌نفوذ و متمول به حیات خود ادامه داد و سنت تاتر یونان را زنده نگاه داشت. در ایران اگر نبود علاقه ناصرالدین شاه و ساخت بنای تکیه دولت، تاسیس دارالفنون‌و حمایت از تحصیل این هنر در خارج و نتیجه آن ترجمه آثاری مهم به فارسی، آشنایی ما با نظریه‌ها وشیوه تاتر مدرن سال‌ها به تعویق می‌افتاد و…)

سر‌ از لاک سنگی‌وغبارگرفته‌ بیرون بیاورید‌و نمایش‌ها‌و اپراهای بزرگ دنیا از آثار کلاسیک را ببینید. سری به کاخ گارنیه پاریس بزنیدو امثالِ اپرای یولانتا و باله‌ی فندق‌شکن چایکوفسکی را ببینید.به اجرای شگفت‌انگیز هملت‌و زحمت چندین ساله برای اجرای آن توسط استودیو پلاتیژ نگاه کنید‌و سنت تاتر اروپا را خارج از تجربیات اکسپریمنتال و دانشجویی بررسی کنید.

چرا نباید حدود سیصد نفر عوامل‌و نوازندگان‌و بازیگران فعال در نمایش بینوایان را در این وانفسا که همه خانه‌نشین شده‌اند نبینیم؟ چرا از خودمان نمی‌پرسیم راه‌های راحت‌تری برای درآمدزایی در این هرج و مرج نیست؟ و کسی که کار فرهنگی‌و هنری را ترجیح می‌دهد دغدغه‌های دیگری ندارد؟
در مورد نمایش بعد از بیرون آمدن از سالن منصفانه نقد بنویسیم و راه مدنی را انتخاب کنیم. دست از عقده‌گشایی و خصومت‌های شخصی برداریم‌و حداقل با خودمان شفاف باشیم که اگر از مقام منتقد دوآتشه در می‌آمدیم و موقعیتی برای تاخت و تاز داشتیم، چه کارها که نمی‌کردیم.
وضعیت استثنایی را بشکنیم‌و به قانون‌و مدنیت برگردیم.

بی‌نوا کسی‌ست که دستِ کوتاهش به آرزوهای بلندش نمی‌رسد‌و خشم‌و خشونت‌و نفرت را جایگزینِ آن می‌کند.

نمایش‌هایی چون الیورتویست و بینوایان فارغ از هر نوع کیفیتِ اجرا [که البته مهم است] علاقه بیشتری به سرمایه‌گذاری در تئاتر ایجاد کرده، و به رونق هرچه بیشتر این هنر، جذب طیف گسترده‌تری از جامعه و در پی‌اش ارتقای سطح فرهنگی‌و آگاهی جامعه کمک می‌کند. نفس کشیدن در هر فضایی جدا از اینکه چه کسی هستیم‌و چه تفکری داریم در ما ناخواسته اثر می‌گذارد. مخاطبی که وارد سالن نمایش شده قطعا تفاوت‌هایی با آدم دو ساعت قبلش خواهد داشت؛ هرچند اندک.

همچو سروی بر نیارد شاخ‌ها// کرده موشانه زمین سوراخ‌ها

نظر شما در مورد موضوع بالا چیست؟

avatar

جدول ارزشگذاری سینمافا بر فیلم‌های سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

آخرین ویدئوها

در حال بارگذاری...

آخرین تیترها

ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

بایگانی

آرشیو سایت سینمافا از بهمن ۱۳۸۸ تا شهریور ۱۳۹۵