انتخاب صفحه

سرگردانی جنسیتی؛

نگاهی به نمایش «آبی مایل به صورتی»

نگاهی به نمایش «آبی مایل به صورتی»
سینمافا- آبی مایل به صورتی نوشته و‌کار ساناز بیان در سی‌وششمین جشنواره تئاتر فجر در سالن ایرانشهر اجرا شد. با بازی نسیم ادبی، آناهیتا اقبال نژاد، ملیکا پارسا، عاطفه رضوی، امید سلیمی، بهنام شرفی، محمدهادی عطایی، گیتی قاسمی، امین میری و صدای: حمیدرضا آذرنگ
این نمایش با ساختاری مستندگونه و روایی نوشته و‌ کارگردانی شده است درباره افراد تراجنسیتی‌ست.
 «دگرجنسگونه، تراجنسیتی[۱] یا ترنس‌جندر (به انگلیسی:Transgender) یک اسم عمومی برای افراد، عقاید و گروه‌هایی است که مایل به تغییر قواعد فرهنگی و اجتماعی و فیزیکی نقش جنسیتی خود می‌باشند. ترنسجندر به معنای دیگر یعنی یک فرد که خود را به صورت زن، مرد، دوجنسه، یا بی‌جنسیت ببیند ولی دیگران فرد را از لحاظ ظاهری یا ژنتیکی به صورت دیگر ببینند. ترنسجندر یک گرایش جنسی نیست. یک ترنسجندر به عنوان یک فرد می‌تواند یک دگرجنس‌گرا، همجنس‌گرا،دوجنس‌گرا، pansexual، چندجنس‌گرا، یا بی‌جنس‌گرا باشد بعضی ترنسجندرها ممکن است احساس کنند که برچسبهای گرایش جنسی کامل نیست و برای آن‌ها تطبیق نمی‌کند.»•
البته این مقوله بسیار گسترده است و یکی از محاسن این نمایش روشنگری در همین خصوص است و با توجه به شکل اجرایی کار، به راحتی و‌ مفصل آدم‌هایی را نشان می‌دهد که وضعیت جنسی‌شان به دلایلی متفاوت است.
نویسنده هوشمندانه سعی می‌کند با استفاده از چنین شخصیت‌هایی جامعه امروز را واکاوی کند. نقدی داشته باشد به اوضاع اجتماعی روز و معضلاتی که وجود دارد.
اما نقطه قوت اصلی این نمایش البته به دید نگارنده، نه سوژه آن، نه نوشته‌اش، نه کارگردانی بلکه بازیگران آن هستند که بسیار عالی، یکدست و بدون کمترین اشکالی نقش‌هایشان را کاملا قابل باور اجرا می‌کنند. همچنین نورپردازی نمایش.
معمولا در سینما و تاتر ما افراد تراجنسیتی به شکلی بسیار غلوآمیز و متاسفانه تمسخرآمیز نشان داده شده‌اند اما این نمایش در نشان دادن این شخصیت‌ها بسیار عالی عمل می‌کند به گونه‌ای که تماشاگران با شخصیت‌ها بدون آنکه به درد اصلی آنها دچار باشند همذات پنداری می‌کنند.
البته نباید فراموش کنیم، معضلاتی چون خشونت علیه کودکان و زنان، تجاوز، هرزگی، کارتن‌خوابی و… چالش‌هایی از این دست که در نمایش به آنها پرداخته می‌شود فقط مختص به قشر خاصی نیست بلکه هر فردی در هر جامعه‌ای به گونه‌ای یا شخصا با این چالش‌ها درگیر بوده یا از نزدیک و دور شاهد یا در جریان این معضلات است و این یکی از دلایل اصلی همذات پنداری تماشاگر است.
اما آنجایی که نمایش به سمتی می‌رود که سعی دارد با ایجاد حس دلسوزی در تماشاگر باعث شود همراه شود باشخصیت‌ها از قوتش کاسته می‌شود.
به گونه‌ای که به جای به تفکر وادشتن تماشاگر سعی در احساساتی کردن او دارد. تماشاگر یا به گریه یا خنده می‌رسد و در بسیاری از جاها فقط دلش به حال چنین آدم‌هایی می‌سوزد، همین.
متاسفانه ساختار نمایشنامه آنگونه که باید چیدمان مشخص و منظمی ندارد و اگر سعی شده در بی‌نظمی قصه‌ها و بچه‌قصه‌ها را روایت کند خیلی موفق عمل نمی‌کند. طراحی صحنه هوشمندانه است کارگردان هم ظاهرا تمام توان خود را روی این نکته گذاشته که بازیگران با قدرت ظاهر شوند. یکدست و قابل باور بازی کنند طوری که در پایان نتوان گفت کدام بازیگر بهتر از بقیه بود.
اما نور در حد و‌ اندازه بازیها، طراحی شده و بسیار خوب اجرا می‌شود. نقشی اساسی در نمایش دارد. با ایجاد سایه‌ روشن‌هایی فرمالیستی فضایی مرتبط با محتوا را می‌سازد و بدون شک یک‌نورپردازی هوشمندانه با کمترین اشکال ممکن است.

نظر شما در مورد موضوع بالا چیست؟

اولین نفری باشید که نظر می دهد!

avatar

آخرین ویدئوها

در حال بارگذاری...

آخرین تیترها

بایگانی