انتخاب صفحه

تصویری از برده داری مدرن

نگاهی به نمایش «پکیج» از کشور آلمان

نگاهی به نمایش «پکیج» از کشور آلمان
سینمافا- نمایش «پکیج» از کشور آلمان به کارگردانی شوساکو تاکئوچی در سی‌و ششمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر در روزهای دوشنبه و سه شنبه دوم و سوم بهمن در تالار وحدت روی صحنه رفت.
تاکئوچی هنرمند ژاپنی پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه اوزاکا در رشته‌های نقاشی،‌ مجسمه‌سازی و گرافیک به اروپا رفت و در هلند مستقر شد. در آنجا با رقصندگان بسیاری چون بوتو ایکو و کما، جانگو ادواردز و… کار کرد و در سال ۱۹۷۴ گروه خودش را بنا نهاد. این گروه ترکیبی از عناصر هنرهای تجسمی، پانتومیم، رقص‌ و تئاتر بیان است. تاکئوچی، دراماتورژ و کورئوگرافر، در آن سال‌ها تحت تأثیر هنر مدرن قرار گرفت و اجراهای بسیاری را در اروپا و به ویژه در کشورهای اروپای شرقی مثل لهستان، روسیه برگزار کرد؛ گروه او اولین گروهی است که مجوز اجرا در میدان سرخ مسکو را گرفت. در دهه ۱۹۸۰ شروع به آزمایش با سایر هنرهای تجربی کرد؛‌ ترکیب تئاتر با دنیای کامپیوترها، اثرات زندگی و واقعیت مجازی.
گروه تاکئوچی در جشنواره‌هایی چون فرایبورگ، جشنواره تابستانی کپنهاگ و جشنواره بین‌المللی تئاتر کمپنگل هامبورگ حضور داشته است.
در این نمایش همه‌چیز بر اساس موسیقی تنظیم شده است. حتی بدن بازیگران و‌حس و حالشان شبیه آلات موسیقی هر کدام نوایی دارند.
در پکیج صحنه‌ها و تابلوهایی خلق می‌شود که صرفا نمی‌توان از آن یک معنا برداشت داشت بلکه به شکلی خردمندانه طوری طراحی شده که هر کسی از ظن خود برداشتی داشته باشد. حتی تماشاگری که اهل تفکر و… نباشد هم از موسیقی و ریتم و رقص این نمایش لذت خواهد برد و مسلما در ناخودآگاه او مفاهیمی ثبت خواهد شد.
رقص در نمایش پکیج نه یک رقص کلیشه‌وار و بی‌معنا صرفا پیام‌آور شادی و سرور بلکه بسیار کاربردی‌ست. در واقع به جای آنکه بازیگران از زبانشان برای ارتباط با تماشاگر بهره بگیرند از تک تک اجزای بدنشان استفاده می‌کنند.
بازیگران بدون استثنا همه از نظر بدنی و درک موسیقی، یکسان و‌ در سطحی بالا قرار دارند. کارگردان بسیار مدبرانه همه چیز را تنظیم کرده و با استفاده از میزهای بزرگ چهارپایه و ساده، صحنه‌ها و تصاویر عمیق و ارجاعات ذهنی بی‌شماری خلق می‌کند که برای هر مخاطبی دیدنی و لذت‌بخش است.
در مفهوم، می‌توان برداشت‌های متفاوتی از این نمایش داشت؛ شاید یکی از آن‌ها به زعم نگارنده، نمایش برده‌داری مدرن باشد. اینکه اکنون انسان‌ها بردگانی هستند که نه با زور شلاق، بلکه با قدرت و نفوذ دیکتاتورهای بزرگ تبدیل به برده‌هایی شده‌اند که از خود اراده‌ای ندارند.
در واقع چیزی که از انسان‌های پکیج گرفته شده تفکر است و‌ مبدل‌شدنشان به چهارپایانی در هیأت انسان که کافی‌ست یکی‌شان به سمت دره برود تا بقیه هم بدون هیچ تفکری به دنبالش روان شوند و دیکتاتور یا رهبری که با دستورات خود، چوپان‌وار آن‌ها را به هر سمت و سویی که لازم است هدایت می‌کند.
کارگردان برای انتقال چنین مفاهیمی که شاید بستر اصلی آن بیشتر نقد دنیای مدرن باشد، به خوبی از ابزارش استفاده می‌کند. با هماهنگی کامل بین بازیگران، اشیا، نور و موسیقی، و صحنه‌هایی بکر خلق می‌کند که لحظاتی مسحورکننده در پی دارد؛ و البته با همراهی موسیقی که بسیار خردمندانه و زیبا ساخته شده و اجرایی بسیار جذاب هم دارد. نکته جذاب موسیقی، حس و حال خود نوازندگان است که روی صحنه حضور دارند و با بدن‌شان و‌ چهره و سازشان بازی می‌کنند و حتی رفت و آمد دارند و در بازی هم مشارکت می‌کنند.
استفاده مثبت از جلوه‌های ویژه، مثلا سیم تلفنی که در حال سوختن است و زن و مردی را نشان می‌دهد که در حال جدل‌ با یکدیگرند.
یا تصاویری که فروریختن ساختمان‌ها در اثر جنگ‌و حملات تروریستی را نشان می‌دهند.
پایان نمایش نیز بسیار هوشمندانه است؛ نمایشی که کارگردان با حرکاتی موزون تعظیم می‌کند و ترانه‌ای ایرانی توسط گروه موسیقی اجرا می‌‌شود. ترانه‌ای که با ریتمی آرام، تماشاگر را پس از یک ساعت تنش و هیجان به آرامش می‌رساند.

نظر شما در مورد موضوع بالا چیست؟

اولین نفری باشید که نظر می دهد!

avatar

آخرین ویدئوها

در حال بارگذاری...

آخرین تیترها

بایگانی